
تو قصه نیستی که بگویمتتو نغمه نیستی که بخوانمتتو صدا نیستی که بجویمتیا چیزی چنان که ببینمتیا چیزی چنان که بدانمتتو درمن دردیترا باید فریاد کرد ...
ادامه مطلب
پسر بهتر است از دختر کلمه یست که من همیشه خلافش بودم فکر میکردم والدین تبعيض ایجاد میکنند به زن بودنم افتخار میکردم ضعیف بودم را هرگز نپزیرفتم . اولین بار صدای ضعیف بودنم را از عمق قالبم درگوشه ایی از جوالای دوازده شنیدم ولی باورش نکردم از آن روز است که هر روز ضعیف بودنم را احساس ٫ خدایا این چه احساس است که من دارم نگذارضعیف باشم _________________________________________________________________________________ ...
ادامه مطلب
نمی دانم چرا ویرانم امشبزمکر آسمان گریانم امشبز روح زرد و بی روح زمانهبه سوی آسمان نالانم امشبز رنج خانمان سوز جداییخدای من چه بی سامانم امشبدرون سینه ام یک راز پنهانمثل خستگان بی جانم امشبچو پروانه برای وصل جانانگهی افتان گهی خیزانم امشباسیری دلشکسته کنج خلوتقطره اشکی در پی بارانم امشبچو غنچه باز گشتم در وصالتولی افسوس سرگردانم امشبدو چشمم را نهادم بر سر راهبه امید سحر می مانم امشب...
ادامه مطلب
در این لحظه قلبم آرام ندارد، بی قرار است و بی تابدر این لحظه چشمم اشک می بارد و لی غمگین نیستم شب است و آسمان با صفحه ی تاریک پهناورش حکم رانی می کند حس میکنم این تاریکی امشب مرا میازارد هیچ صدایی نیست، سکوت است و بی صدایی مطلق من هم در گوشه ای نشسته ام و ساکتم صدای گریه ام را می شنوم اما آرام است و بدون فریاد ناله نمی کنم، فریاد نمی زنم، من بی صدا و دلگیرم می خواهم آرام باشم، اما این صدا دلم آرامم نمی گذارد حس میکنم این همه شادی را که من جشن میگرم آراسته با اشکی کسی است کسی انگار مرا صدا می زند، کسی در درونم شاید شاید حرفی دارد، صدای ناله اش بی قرارم کرده وجودم هر لحظه سردتر می شود، لرزش دست...
ادامه مطلب
تمام امروز با یاد تو بودم . تو بودی و من بودنت را تماشا میکردم یعنی من به یاد توام, همیشه , دوریت دلنگم کرده ولی میخواهم شجاع باشماین که تمرین میکنم با تو کمتر حرف بزنم همواره مرا تشویق میکند که بیشتر به یاد تو باشمفکر میکردم شاید با تو بودن، از تو گفتن ، به یادت بودن ، با تو حرف زدن عادتم باشد.ولی میدانم که عادت نیست؛ هر عادت را میتوان عوض کرد ولی تمرین با تو کمتر بودن مرا ناتوان میکندبا تو بودن با تو گفتن تواناهی من است ، چنان دوستت میدارم که احساس می کنم بیش از توان منی, و مرادر حد این علاقه , این وابستگی , این دوست داشتن توانایی نیست. می خواهم ...
ادامه مطلب
هر وقت به ياد تو مي افتم و یا با یاد هایت خوابم عوض شده باشد، احساس ميکنم یاد هایت که خواب از چشمانم ربوده بنويسم از سختی انتظار بنویسم، از دلتنگی دوری بنویسم و یا هم از آرامیش صدای تفسهایت که شنیدنش برایم بهترین آهنگ جهان است بنویسم.......... حالا که میدام همیشه در کنارم میمانی، انتظار برای رسیدن به تو شیرین هم است. به انتظار آن روز نشسته ام تا ترا در کنارم بیبینم قلبم برای آن روزی که تو را در کنار خودم بیبینم می تپد تک تک ثانیه ها را می شمارم تا لحظه دیدار با تو فرا رسد بیقرارم ، دوریت دلتنگم کرده چون تو بهترینی انتظار و دلتنگی برایت هم شیرین است ...
ادامه مطلب
پسر بهتر است از دختر کلمه یست که من همیشه خلافش بودم فکر میکردم والدین تبعيض ایجاد میکنند به زن بودنم افتخار میکردم ضعیف بودم را هرگز نپزیرفتم . اولین بار صدای ضعیف بودنم را از عمق قالبم درگوشه ایی از جوالای دوازده شنیدم ولی باورش نکردم از آن روز است که هر روز ضعیف بودنم را احساس ٫ خدایا این چه احساس است که من دارم نگذارضعیف باشم ...
ادامه مطلب